مادر سرباز شهید: ایل ما پساز شهادت امیرحسین همه «جانفدا» شدند
مادر شهید امیرحسین پیره گفت: جامعه اهل حق همواره مدافع این آب و خاک بودهاند. بعد از شهادت پسرم همه اعضای خانواده، حتی ایل ما در پویش «جانفدا» ثبتنام کردیم.
به گزارش روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه به نقل از خبرگزاری فارس،
گوشه اتاق، میزی ساده اما آکنده از دلتنگی و افتخار خودنمایی میکند؛ میزی که با عکسهای امیرحسین تزیین شده و لباس مرزبانیاش زینت آن است. لباس را مادر با دستانی لرزان اما پرغرور تا کرده؛ چنان مرتب و منظم که گویی امیرحسین قرار است همین امروز آن را بر تن کند و عازم منطقه شود.
بر دیوار اتاق، قاب افتخاراتش نصب شده و پارچهای مزین به نام مبارک «یا حسین(ع)» فضای خانه را رنگ و بوی عاشورایی بخشیده است؛ خانهای که حالا با یاد و نام شهید امیرحسین پیره نفس میکشد.
شهید امیرحسین پیره از شهدای اهل حق استان کرمانشاه، متولد سال ۱۳۸۴ بود که در ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ حین خدمت سربازی در مرزبانی قصرشیرین، در راه پاسداری از امنیت کشور به فیض شهادت نائل آمد؛ جوانی که در اوج طراوت و جوانی، جان خود را فدای آرامش مردم این سرزمین کرد.
در دیار کرمانشاه، هیچ تفاوتی میان اقوام و مذاهب در پاسداری از این خاک وجود ندارد. مردم اهلتشیع، اهلتسنن و اهل حق، همواره شانهبهشانه یکدیگر برای دفاع از امنیت و تمامیت ارضی کشور ایستادهاند و شهید پیره، نماد همین همدلی و وحدت است.
میدانست راهش به کجا ختم میشود
مادر اما هنوز چشمانتظار است؛ گویی باور نکرده پسرش دیگر در را نخواهد زد. صدایش میلرزد، اما واژههایش استوار است. از شب آخر میگوید؛ شبی که با امیرحسین صحبت میکرد و از او خواست از مرخصیاش استفاده کند و چند روزی به خانه بازگردد.
مادر شهید پیره میگوید: «به او گفتم مرخصی بگیر و بیا خانه، دلم برایت تنگ شده. اما با همان آرامش همیشگی گفت مادر، من اینجا وظیفه دارم. نمیتوانم همرزمانم را تنها بگذارم.» در حالی که امکان استفاده از مرخصی برایش فراهم بود، تنها به دلیل احساس مسئولیت در شرایط جنگی در کنار همرزمانش ماند. به مادر گفته بود: «تا وقتی در خط مقدم مسئولیتی بر دوش دارم، برگشتن برایم معنا ندارد.»
شهیدی که عکس مزارش را خودش برگزید
باوری عمیق به راهی که انتخاب کرده بود، در تمام رفتارهایش موج میزد؛ آنچنان که حتی تصاویر مربوط به مراسم شهادتش را از پیش انتخاب کرده بود. مادر میگوید: «به ما گفته بود اگر روزی شهید شدم، کدام عکس را روی سنگ مزارم بگذارید و برای بنری که جلوی خانه نصب میشود، کدام تصویر را انتخاب کنید.» تصمیمهایی که با آرامش و اطمینان گرفته بود؛ گویی سرنوشتش را با ایمان پذیرفته و برای آن آماده شده بود.
ادامه راه شهید با امضای یک ایل در پویش «جانفدا»
او میافزاید: «جامعه اهل حق همواره مدافع این آبوخاک بودهاند. بعد از شهادت پسرم، همه اعضای خانواده و حتی ایل، قوم و طایفه ما در پویش «جانفدا» ثبتنام کردیم. همه با هم اعلام آمادگی کردیم اگر لازم شد، برای دفاع از این سرزمین قدم پیش بگذاریم. شهادت پسرم عهد ما را محکمتر کرد.»
اکنون آن میز ساده، آن لباس تاخورده و آن قابهای روی دیوار، تنها یادگارهای یک جوان ۲۰ سالهاند؛ جوانی که ماندن در کنار همرزمانش را بر بازگشت به خانه ترجیح داد تا خانههای این سرزمین در امنیت بماند.
امیرحسین پیره رفت، اما نامش در حافظه کرمانشاه و در دل مردمانش ماندگار شد؛ جوانی از تبار غیرت و ایمان که با خون خود، بر صفحه تاریخ این دیار، واژه «وطن» را دوباره معنا کرد.